الشيخ محمد جواد الخراساني

16

تلخيص النحو (فارسى)

چون « جاء حسن » يا بالعكس « مهما تضرب » ؛ و خواه يكى اسم و ديگرى حرف . چون « فى الدار » و يا يكى حرف و ديگرى فعل چون « انْ يضرب » و اما دو حرف يا دو فعل چون عمل در كار نيست جمله نگويند و همچنين حرف و فعل يا حرف و اسمى كه عمل در كار نباشد جمله نباشد چون « يَضربُ » و « زَيدٌ » بلكه اين‌قبيل از دو كلمه را مركب نامند يعنى تركيب شده و لازم نيست در جمله كه بايد فقط دو كلمه باشد بلكه اگر بيشتر هم باشد باز هم جمله باشد لكن مراد اين است كه بايد جمله كمتر از دو كلمه نباشد ، زيرا كه يك كلمه را مفرد خوانند در مقابل جمله و مفرد در اينجا غير مفرد در مقابل تثنيه و جمع است . پس هر گاه مفرد را در مقابل جمله استعمال كنند معنى او يك كلمه است . اجمالٌ : بحث راجع به اسناد هر دو كلمه كه يكى از آنها اسناد به‌ديگرى داده شود يعنى اسناد تام به‌طوريكه قبيح نباشد سكوت بعد از اين دو كلمه و مورد اعتراض نباشد او را كلام نيز نامند و اين صورت نپذيرد مگر در اسم و فعل يا در دو اسم . در اوّل هميشه چنين باشد و در دوم گاهى باشد و گاهى نباشد . تفصيلٌ : كلام را قيد ديگرى هست كه در جمله نيست و آن اين است كه بايد بين دو كلمه اسناد يعنى نسبت باشد نسبتى تام و تمام به‌طوريكه سكوت بر او صحيح باشد چون « حسنٌ عالمٌ » . پس هر چه چنين نسبتى داشته باشد او را كلام نامند و چون در جمله چنين قيدى نيست پس هر كلامرا جمله نيز خوانند و اين گونه